یکی از باورهای نادرستی که در بسیاری از جوامع ریشه دوانده، درجهبندی اشتباه مشاغل است. بسیاری از ما از دوران کودکی میآموزیم که برخی حرفهها ارزشمندتر، آبرومندتر یا نشانهٔ هوش بیشتر هستند و در مقابل، برخی مشاغل را کماهمیت یا حتی پست میدانیم. به همین دلیل، معمولاً پزشک شدن را موفقیت بزرگ، مهندس شدن را جایگاهی قابل احترام و مشاغلی مانند کشاورزی، فروشندگی، کارگری یا خدماتی را در رتبههای پایینتر تصور میکنیم.
اما آیا واقعاً ارزش انسانها و میزان هوش آنها با عنوان شغلیشان سنجیده میشود؟ آیا جامعه بدون کشاورز، راننده، فروشنده، معلم، کارگر یا صنعتگر میتواند به حیات خود ادامه دهد؟
پاسخ روشن است: خیر.
متأسفانه بسیاری از مردم به جای آنکه اهمیت یک شغل را بر اساس میزان خدمت آن به جامعه بسنجند، آن را با میزان درآمد، شهرت یا جایگاه اجتماعی ارزیابی میکنند. در نتیجه، برخی مشاغل بیش از حد بزرگ جلوه داده میشوند و برخی دیگر مورد بیمهری قرار میگیرند.
این نگرش اشتباه حتی به جایی رسیده است که برخی افراد هوش و استعداد انسانها را با نوع شغل آنها میسنجند. برای مثال، اگر کسی پزشک یا مهندس شود، او را فردی بسیار باهوش میدانند؛ اما اگر فردی به کشاورزی، دامداری، فروشندگی یا حرفههای فنی روی آورد، گاهی او را کماستعداد یا شکستخورده تصور میکنند.
در حالی که واقعیت چیز دیگری است. موفقیت در هر حرفهای نیازمند نوع خاصی از دانش، مهارت، تجربه و استعداد است و هر انسانی تواناییهای منحصر به فرد خود را دارد.
اگر با دقت به زندگی روزمره خود نگاه کنیم، متوجه میشویم که هیچ جامعهای تنها با پزشکان یا مهندسان اداره نمیشود.
جامعه به کشاورز نیاز دارد تا غذا تولید کند. به معلم نیاز دارد تا نسل آینده را تربیت کند. به راننده نیاز دارد تا کالاها و مسافران را جابهجا کند. به فروشنده نیاز دارد تا نیازهای مردم را تأمین کند. به کارگر، صنعتگر، برنامهنویس، استاد دانشگاه، تعمیرکار، پرستار و صدها شغل دیگر نیاز دارد.
اگر تنها یکی از این حلقهها حذف شود، نظم جامعه دچار اختلال خواهد شد.
بنابراین ارزش یک شغل را نباید با میزان شهرت آن سنجید، بلکه باید نقش آن در خدمت به انسانها و رفع نیازهای جامعه را در نظر گرفت.
بسیاری از جوانان هنگام انتخاب رشته تحصیلی یا شغل آینده، تحت تأثیر نگاه جامعه قرار میگیرند. آنها گاهی به سراغ حرفهای میروند که علاقهای به آن ندارند، صرفاً به این دلیل که آن شغل در نگاه دیگران معتبرتر به نظر میرسد.
اما معیار صحیح برای انتخاب شغل باید دو پرسش اساسی باشد:
هر شغلی که بتواند مشکلی از مشکلات مردم را حل کند و منفعتی برای جامعه داشته باشد، شغلی ارزشمند است.
خداوند استعدادها را به صورت یکسان میان انسانها تقسیم نکرده است. برخی در آموزش توانمندند، برخی در مدیریت، برخی در علوم پزشکی، برخی در کشاورزی و برخی در کارهای فنی و هنری.
انسان زمانی بیشترین اثرگذاری را خواهد داشت که در مسیری حرکت کند که استعداد و علاقه او در آن شکوفا شود.
در آموزههای اسلامی نیز هیچ کار حلالی حقیر شمرده نشده است. معیار برتری انسانها نه شغل آنها، بلکه تقوا، اخلاص و میزان خدمت آنان به بندگان خداست.
بسیاری از پیامبران الهی دارای مشاغل سادهای مانند چوپانی، تجارت یا کار با دست بودهاند. این موضوع نشان میدهد که کرامت انسان به عنوان شغلی او وابسته نیست، بلکه به اخلاق، ایمان و عملکرد او بستگی دارد.
نویسنده : یونس حمیدی
حوزه علمیه عرفانی طانا مرکزی علمی و تربیتی با رویکرد عرفانی است که در آن علوم اسلامی بر پایه فقه حنفی و عقیده ماتریدی تدریس میشود. همچنین حلقههای ذکر طریقت نقشبندیه، برگرفته از مکتب حضرت شیخ محمد عثمان سراجالدین ثانی قدس سره، به طور مستمر در این حوزه برگزار میگردد.
1400 کلیه حقوق برای حوزه علمیه عرفانی طانا محفوظ است.